را تصحيح كرد. قديميترين چاپ اصول (ونيز 1482)، از روي اين تصحيح صورت گرفت.
او رياضيدان متوسطي نبود. تصحيح اصول اقليدس او حاوي برخي اشارههاي جالب دربارهٴ كميتهاي پيوسته است، غيرقابل اثبات بودن تقسيم طلايي، زواياي كثيرالاضلاعهاي ستارهاي.
اخترشناسي موضوع بسيار عامهپسندي بود. هر فيلسوف و حتي هر متكلمي مجبور بود معلوماتي دربارهٴ آن داشته باشد، تا بتواند دربارهٴ عقايد جهانشناسي ((سفر تكوين)) به بحث پردازد. از سوي ديگر، طب با اخترگويي ارتباط محكمي داشت، بنابراين لازم بود هر پزشكي داراي اندكي اطلاعات نجومي باشد.
قديس توما عقايد نجومي سيمپليكيوس را، كه دوستش ويلهلم موربكي ترجمه كرده بود، به جهان لاتيني شناساند. سنت بناونتور از اخترشناسي ارسطو و ابن رشد در برابر اخترشناسي بطليموس دفاع كرد. با اين همه، اخترشناسي بطليموس در ميان اخترشناسان توسعه مييافت و مشاييان بيش از پيش، شكست ميخوردند. گراردو سابيونتايي، كامپانو، جوواني سيسيلي، و اجيديوي رُمي رسالههايي نوشتند و در آنها نظريهٴ بطليموس را توضيح دادند. بدبختانه تحت تأثير رابرت گروستست تدريجاً اين نظريه شامل عقيدهٴ غلط اقبال و ادبار اعتدالين شد. مثلاً كامپانو و اجيديوي رُمي آن را پذيرفتند؛ ولي جوواني سيسيلي در نقد زيج طليطلي آن را مردود شناخت. كامپانو ابزارهاي نجومي متعددي را توصيف كرد، و يكي از آنها، كه به نام او خوانده شده، خيلي مورد استفادهٴ اخترشناسان پاريسي بوده است.
همچنان كه، ميتوان انتظار داشت به اخترگويي و خرافات مربوط به آن از قبيل علم رمل توجه زيادي شد. رسالهاي دربارهٴ موضوع اخير داريم از گراردو سابيونتايي ؛ و رسالهٴ ديگري، كه بسيار رايج بود، از بارتولوميوي پارمايي. بزرگترين اخترشمار آن عصر، گويدو بوناتي بود، رسالهٴ اخترشناسي او دفاعيهٴ جانانهاي بود از صنعتي كه او خود در آن توفيق زيادي داشت. وقتي آن كتاب يا داستان زندگي پرماجراي او را ميخوانيم نميتوانيم بفهميم آيا چنين آدمي اصلاً ممكن است فهيم و درستكار باشد. پاسخ دادن به چنين سوٴالي آسان نيست، و شايد هيچ جستجو و تحقيقي در اين مورد ما را به جايي نرساند. از اين گذشته، درستكاري معنوي درجات مختلفي دارد، مخصوصاً در مورد مردمي كه داراي افكار غيرمنطقي هستند. براي چنين مردمي امكان بسيار زيادي وجود دارد كه مطالبي كاملاً پوچ يا متناقض اظهار كنند، بدون اين كه حرفهايشان نادرست يا نامعقول جلوه كند. يك چيز مسلم است، بوناتي و ساير اخترشماران حرفهاي به هيچ روي بيطمع نبودند. بحث دربارهٴ نظر ارسطو در برابر نظر بطليموس، يا دربارهٴ واقعيت اقبال و ادبار اعتدالين فايدهٴ مادي نداشت، ولي اشتغال به اخترشماري كار پردرآمدي بود؛ اين كار به مهارت زيادي در روانشناسي احتياج داشت و مستلزم خطرهاي زيادي بود، ولي